آخ هوسم! دل هوس بازم... دلم بد جوری هوس رنگ
آمیزی کرده. یادمه وقتی بچه تر بودم کلی دفتر رنگ آمیزی داشتم. همیشه رنگشون می
کردم. رنگ،رنگ،رنگ... سبز،قرمز، آبی ، زرد...(سه،چهار سالگیام که کلاس نقاشی
میرفتم عاشق این رنگ بودم، یادش بخیر!) حالا بعد چندین سال، تو 15،16 سالگی، بازم
ازش لذت میبرم. وای چه حالی میده. یه صفحه سفید، با کلی مداد رنگی(پاستیل بیشتر
حال میده!) ... بیشتر وقتا اول که شروع میکردم نمیدونستم میخوام چیکار کنم. الکی
خط خطی میکردمو سایه می زدم. اما،اینم مثل نوشتن خودش میاد. بعد یه مدت که خسته
میشدم، نگاش میکردم و سعی میکردم از توش یه چیزی در بیارم. مثل فال قهوه! یا بهتر
بگم، مثل هرچیزی که اطرافمونه، توهمات بشر، برداشتش از موضوعات و هزار جور مسئله
دیگه.
(چند ماه پیش یکی از دوستام میخواست برای تولدم
کتاب رنگ آمیزی کنید بخره. اما متاسفانه به دستم نرسید.)
هنوز رنگ کردنم به کاغذ خلاصه میشه. بعضی وقتا
از درد مدادو رو کاغذ فشار میدم. انقدر فشارش میدم که سوراخ شه. بعد با سوراخا یه
طرحی میکشم. بگذریم. هنوز مداد رنگیامو رو آدما امتحان نکردم.اما، یکی اومد یه خط
کشید روم از این سر تا اون سر... ناکس خیلی مدادشو فشار داد. با پاک کن افتادم به
جونش. انقدر فشار دادمو روش مالوندم که اون سمتش معلوم شد! بیچاره. دیگه درست
نمیشه. منم که یه بچه مدرسه ای بیشتر نیستم. پول از کجا بیارم خرج جراحی پلاستیک
کنم؟! شاید بعدا خودش درست شه.
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
