اگر خدا روزی بندگان را گشاده و فراوان کند،در روی زمین ظلم و طغیان بسیار کنند و لیکن، روزی خلق را به اندازه ای که بخواهد فرو فرستد، که خدا به احوال بندگانش بصیر و آگاه است.
آنچه در بالا خوندید آیه ی 27 ام از سوره ی شورا بود.حالا از شما دوستان میپرسم آیا تنها خداست که روزی رسان است و روزی گیر؟آیا اگه گوتی ها سرزمین اکد و سومرو ویران کردند خواست خدا بوده؟ آیا خدا بانی ستمیه که گروهی به نا حق متحمل شدند و گروهی دیگر به نا حق طعم اونو به سایرین چشوندن؟ تاریخ سرشار از هزاران هزار ظغیان و سرکشی و ظلمه.ما هم تنها بخش کوچیکی از این تاریخو میدونیم که فراز و نشیب های زیادی هم داشته.تو کشور ما تامیای از تاریخ حرفی بزنی،همه ندای کوروش سر میدند که اومد و فلان و بهمان. حالا اگه از این فرد بخوان که در موردش یه خورده حرف بزنه، میمونه چی بگه. چون فقط اینو از دهن یه به ظاهر کله گنده شنیده و چون طرف سخنور قهاری بوده اونم حفظش کرده. یه ضرب المثل انگلیسی هست که میگه: دانش اندک خطرناکه. اینم شده حکایت ما. فقط بلدیم حرف بزنیم. این حرف همیشه و هر روزمونه. وقتی تو کثافت داریم غرق میشیم، اشک میریزیم و غبطه میخوریم که ما ایرانیان سرور جهان بودیم و هزار و یک حرف مثل این، که هیچ سودی به حالمون نداره. فقط میخوایم خودمونو گول بزنیم. یا اصلا خودمون علامه ی دهر، از همه چی هم باخبر، میخوایم سوادمونو به رخ اینو اون بکشیم و با این دانش محدودمون شاد باشیم که ما میدونیم و بس. اما آخه عزیز من،این دانش تو چه سودی به حال این مملکت و مردم داشته که اون کارگر که اینقدر کار میکنه و عرق میریزه در مقابل تو نتونه قد علم کنه؟ اصلا بابا، دنیای ما شده دنیای تظاهر به دانایی با باطنی پوچ و تهی که باید از این دنیا ترسید و اجتناب کرد. همه دم از بصیرت و اگاهی و روشن فکری میزنیم در حالی که هنوز معنی درست این کلمات رو نمیدونیم! تا حرف از ایران میشه، همه ادعای تمدن و فرهنگ میکنیم و تمدن ایرانو تو پارسه _تخت جمشید_ و فرهنگ رو در چگونگی بزرگ شدن میدونیم!!! آخه بابا تا کی چرندیات؟ تا کی محدوده ی فکرمون طرز لباس پوشیدنمون باشه که پیش فلانی عرض اندام کنیم که بابامون پولداره ؟! آخه ما ملت انقدر احمقیم؟ انقدر کوته فکریم که راحت به بازیمون میگیرن و بالا دستی میاد ترویج خریت میکنه؟ تازگیا میگن با کنار هم قرار دادن چند تا آیسی!! میشه انرژی هسته ای تولید کرد! افکارم بوی قرمه سبزی میدن؟ خطرناکن؟ دارمون میزنن؟ دانشگاه رامون نمین؟ خب میزاریم میریم. مام مثل این همه آدم که ادعای میهن پرستی داشتنو وقتی نوبت خودشون شد،این ادعاها رفتن زیرخاک، از این مملکت میریم. فرار میکنیم از این خاکی که هر ذره ش برامون حکم طلا داره. ارزونی خودشون،اینطور نیست؟! وای به حال من. وای به حال تو. وای به حال این مملکت. وای به حال این نظام اسلامی!
بدرود و دیگر هیچ!
درود دوستان گرامی:![]()
دوباره بازگشتم تا مطالبی اینبار زیبا تر برای شما دوستان بنگارم.
این مطلب مقاله ای است پیرامون روز معلم که یک ماه پیش بود.
این مقاله قرار بود در مدرسه خودمان خوانده شود که به لطف مدیر گرامی مرکز سیاسی خوانده شد و اجازه سخنرانی و خواندن داده نشد.حال این را اینجا میگذارم و از شما میخواهم آنرا کامل بخوانید.
قسمتهای پایانی مقاله:
معلم واقعی کسی است که چگونه فکر کردن را یادمان بدهد نه فکر را و نه جواب را!!!این است تنها تعریف ما از معلم عالی و واقعی ولی وای بر معلم بد!!!معلم بد آن است که خود گوید و خود خواند و خود پرسد بی توجه به دانش آموزان و عقاید آنها معلم بد آن است که برای پول درس میدهد نه برای علاقه خویشتن.(البته این دسته بسیار اندک است چرا که پول معلمها و حقوقشان در بیشتر موارد از خیلی ها کمتره).ما دانش آموزها راهنما میخوایم.کسی که به ما بگه : ((اگه یه نفر تونست کاری رو انجام بده ما هم میتونیم و اگر کسی نتونسته باشه اونکار رو انجام بده ما میتونیم اولین نفر باشیم))
آری نیاز داریم این رو به ما بگه تا ما هم اگر خواستیم کاری بزرگ رو شروع کنیم در جا با دیدن مشکلات از زیرش شونه خالی نکنیم و با دیدن موانع از انجام اون منصرف نشیم.
ما نیاز به کسی داریم تا به ما بفهمونه : ((شنا کردن در جهت آب از یه ماهی مرده هم ساختست ما باید این قدرت رو داشته باشیم که در خلاف جهت آب شنا کنیم))
باید این را به ما بگوید تا ما بدونیم که همیشه نباید مطیع باشیم.گاهی اوقات باید انتقاد کنیم و جریان آب رو نقد کنیم تا شاید آب حداقل از سرعت خودش کم کنه و یه روز بایسته و به کارهای کرده و نکردش فکر کنه.
ما نیاز داریم کسی باشه تا به ما بگه: (( باورهای دینی درست کردن با خوندن ورد و جادو و جمبل نیست بلکه با درک سخنان دینی و انجام اونهاست))
این رو باید به ما بگه تا ما به جای خوندن متن عربی قرآن و نهج البلاغه و نهج الفصاحه یه خورده هم به چشمانمون زحمت بدیم و فارسی ها رو محز رضای خدا یه نگاهی بهش بندازیم.
به کسی نیاز داریم که به ما بگه :((دیروز تاریخ،فردا معما و امروز زندگیست)) تا ما از دیروز پند بگیریم امروز را زندگی کنیم و تلاشی انجام دهیم برای فردایی که در پیش است و در پایان اینکه به ما بگه:((زندگی اونقدر ارزش نداره که برای نشان دادن قدرت خودمون و ترسوندن دیگران شخصیت فردی رو زیر پاهامون له کنیم))
همه باید باور داشته باشند که ما اگرچه نمیتونیم دیروزمان رو تغییر بدیم ولی فردامون رو میتونیم بسازیم!!!
ایران سربلند ایرانی سرافراز،پرچم سه رنگ سبز و سفید و قرمز همیشه در احتزاز باد.